سراج24؛ یادداشت سردبیر: بر کسی پوشیده نیست، تجربههای مذاکرات گذشته نشان داده مطالبات یکجانبه و درخواستهای غیرمعقول، نهتنها راهگشا نیست بلکه روند توافق را نیز با مانع مواجه میکند؛ حال آنکه در این میان طرفی هم پیدا شود که وسط مذاکرات جدی، ناجوانمردانه و به ناگاه به کشور مقابل حمله نظامی کند!
با افزایش تحرکات دیپلماتیک در منطقه و اظهارات برخی مقامات منطقه ای و غربی درباره احتمال احیای مسیر گفتوگو با تهران، موضوع مذاکرات ایران و آمریکا بار دیگر در کانون توجه محافل سیاسی قرار گرفته است. در این میان، آنچه بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد، چارچوب و مختصات مذاکره ای است که بتواند منافع واقعی جمهوری اسلامی ایران را تأمین کرده و از تکرار تجربههای تلخ پرهزینه گذشته و بدعهدی های مکرر غربی ها جلوگیری کند.
بررسی روند مذاکرات در سالهای گذشته نشان میدهد یکی از اصلیترین موانع دستیابی به توافقی پایدار، رویکرد غیرواقع بینانه و بعضاً زیاده خواهانه طرف آمریکایی بوده است. طرح مطالباتی فراتر از تعهدات متعارف و مبتنی بر منطق بینالمللی، تلاش برای حفظ اهرم های فشار همزمان با گفت وگوها، و ارائه تعهدات شکننده و کوتاه مدت، از جمله مواردی است که همواره با واکنش منفی افکارعمومی و نهادهای تصمیم گیر در ایران همراه شده است.
بررسی اخبار پیرامون موضوع مذاکرات و فضای ایجاد شده حول این محور در واقعیت و مجاز، حاکی از این است که ناظران سیاسی بر این باورند هرگونه مذاکره مؤثرو واقعی، نیازمند پذیرش اصل توازن در تعهدات و حقوق طرفین است، به نحوی که زیاده خواهی منع شده و سخنان معقول، باورپذیر و قابل اجرا فی ما بین طرفین مطرح شود.
بر این اساس، اگر آمریکایی های زیاده خواه در ظاهرموضوع و اتاق فکر مسموم، جنایتکار، جنگ طلب و حیله گر صهیونیست ها در نهان، خواهان پیشرفت در مسیر دیپلماسی هستند، باید از سیاست فشار حداکثری، محاصره های بی حاصل و تحریکات نظامی منطقه ای فاصله گرفته و نشان دهند که برای توافقی عادلانه و قابل اتکا آمادگی واقعی دارد.
از سوی دیگر، منافع ملی ایران باید محور اصلی هر گفت وگویی باشد. رفع واقعی و قابل راستی آزمایی تحریمها، بهره مندی اقتصادی ملموس برای مردم، حفظ ظرفیت های قانونی و مشروع کشور و صیانت از خطوط قرمز امنیتی، از جمله موضوعاتی است که نمیتوان از آن چشم پوشی کرد.
تجربه های تلخ مذاکراتی چون برجام، نشان داده توافقاتی که صرفاً روی کاغذ باقی بمانند و در عمل دستاوردی برای مردم نداشته باشند، نه پایدار خواهند بود و نه مورد حمایت افکار عمومی قرار میگیرند.
در همین راستا، مسئله تضمینهای معتبر نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. خروج یک جانبه آمریکا از توافقات پیشین، سطح اعتماد به تعهدات زمام داران واشنگتن را به شدت کاهش داده است. از این رو، هرگونه توافق جدید باید دارای سازوکارهای روشن، حقوقی و اجرایی برای جلوگیری از تکرار بدعهدی های گذشته باشد. تضمینهایی که صرفاً در حد اظهارات سیاسی باقی بمانند، نمیتوانند پشتوانه ای مطمئن برای یک توافق راهبردی محسوب شوند.
گفتنی است، تحولات منطقهای و ضرورت پایان دادن به بی ثباتی ها، موضوعی است که باید در هر روند دیپلماتیک مورد توجه قرار گیرد. منطقه غرب آسیا طی سال های اخیر هزینه های سنگینی از درگیری، ناامنی و مداخلات خارجی – ناشی از عملکرد زورگویانه غربی ها - متحمل شده است. بر همین اساس، اگر قرار است مذاکراتی به نتیجه برسد، لازم است تضمین های پایدار برای کاهش تنش ها، جلوگیری از تشدید بحران ها و حرکت به سمت ثبات منطقه ای نیز بایستی در دستور کار قرار گیرد.
کارشناسان تأکید دارند جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده از گفتوگوی منطقی و مبتنی بر احترام استقبال می کند، اما در برابر فشار، تهدید و درخواستهای غیرمعقول نیز ایستادگی خواهد کرد. این رویکرد، نه یک تاکتیک مقطعی بلکه مبتنی بر اصول ثابت سیاست خارجی کشور و دفاع از حقوق ملت ایران است.
در مجموع میتوان استنباط نمود، مسیر مذاکره همچنان می تواند به عنوان یکی از ابزارهای حل وفصل اختلافات مطرح باشد، اما موفقیت آن در شرایط خاص و حساس حاضر، منوط به تغییر رفتار طرف مقابل، کنار گذاشتن زیاده خواهیها و پذیرش واقعیت های موجود است.
ح ش 955



